عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
48
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
لو يعلم المصلّى من يناجى ما التفت . و در ابتداء اسلام مصطفى را اول به نماز شب فرمودند به اين آيت كه يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ هذه كناية عن النّائم كانّه يقول - ايّها النّائم اللّيل كله قم فصلّ . مصطفى و ياران يك سال نماز شب گزاردند و كارى عظيم پيش گرفتند و رنجى بسيار بر خود نهادند تا پايهاى ايشان آماس گرفت ، و همه شب نماز ميكردند هر چند كه واجب بريشان نيمهء شب بود يا سه يك و يا دو سه يك بر تخيير ، اما مىترسيدند كه ازيشان چيزى فائت شود از آن همه شب در نماز مىبودند و البته نمىخفتند . چون يك سال بر آمد ناسخ اين آمد كه عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ . و اول نسخى در شريعت در ابتداء اسلام اين بود - ميگويد ما ميدانيم كه شما طاقت نداريد كه تا آخر عمر همه شب نماز كنيد فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ . اى صلّوا ما تيسّر من الصلاة - آن چندان كه توانيد نماز كنيد بى تقديرى ، قيل فى التفسير - و لو قدر حلب شاة - پس يك سال برين تخفيف بودند آن گه ناسخ اين آمد وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ و اين مجمل بود كس ندانست كه چندست - مصطفى اين مجمل را مفسر كرد و گفت - خمس صلوات فى اليوم و اللّيلة - پس اين نماز پنجگانه همه دو ركعت بودند - آن گه ديگر باره در نماز پيشين و ديگر شام و خفتن بيفزودند - و نماز بامداد و نماز مسافر باصل خويش بگذاشتند اينست اختلاف احوال نماز در ابتداء اسلام . و اندر خبر آمده است كه در ابتداء اسلام چون كسى اندر رسيدى و رسول اندر نماز بودى آن كس سلام گفتى رسول جواب دادى ، پس عبد اللَّه مسعود غائب شد مدتى و در حال غيبت وى سخن گفتن در نماز منسوخ گشت . چون عبد اللَّه باز آمد رسول آن ساعت در نماز بود عبد اللَّه سلام گفت . رسول جواب نداد ، عبد اللَّه غمگين گشت و متحير نشست . چون رسول خدا سلام نماز باز داد وى را گفت چه رسيد ترا يا عبد اللَّه ؟ گفت - فرياد همى خواهم از خشم خداى و رسول خداى - رسول گفت چيست اين سخن ؟ عبد اللَّه گفت سلام مرا جواب ندادى - مصطفى گفت : - انّ فى الصلاة لشغلا عن السلام - اندر نماز چندان مشغولى هست كه بسلام خلق نپردازم . پس معلوم گشت عبد اللَّه را كه سخن